خواب زده!

خواب زده!

آن کس که خواب است را می توان بیدار کرد، اما آن کس که خودش را به خواب زده! هرگز!

تا الان شاید بار ها این جمله را شنیده یا خوانده باشید و حتی شاید برایتان دلنشین هم واقع شده باشد، مخصوصا اگر معلم دبیرستان (شاید معلم دینی) باشید و از بالا به دانش آموزان نگاه کنید، به جای پاسخ به سوالاتشان، این جمله را به خوردشان دهید و یا پس از یک بحث کوتاه نافرجام با همکلاسی دانشگاهتان، با خودتان بگویید که «به‌به! عجب باور های نابی دارم.» و سپس برای دوستتان تاسف بخورید که خودش را به خواب زده.

می توانید حدس بزنید مشکل کجاست؟

مشکل اینجاست که ما به طور طبیعی، جهت گیری داریم و پیش داوری می کنیم. باور ها و نظرات را به دو گروه «آن هایی که موافق هستیم.» و «آن هایی که موافق نیستیم.» تقسیم می کنیم. برای عقاید مخالف، ارزش کمتری قائلیم. اگر شخصی تمرین نکرده باشد، به سختی می تواند نظرات مخالف را بشنود و بخواند، قبول کردن که فبها!!

شما این اشتباه انسانی (به قول برنامه نویس ها این باگ!) را در نظر داشته باشید و حالا از این سری جمله ها به آن اضافه کنید:

آن کس که خواب است را می توان بیدار کرد، اما آن کس که خودش را به خواب زده! هرگز!

این جمله کافی ست تا شخص وارد گودال دگم اندیشی بشود. مخصوصا اگر باور های ایدئولوژیک و متافیزیکی هم داشته باشد.

این جمله زمانی درست است و کارساز، که آن را برای خودمان بکار ببریم. وگرنه از راست افراطی تا چپ افراطی، در حال استفاده از این جمله هستند. از فرد کتاب خوانده تا کتاب نخوانده، از دینی تا غیر دینی. حتی تروریست ها هم از این جمله استفاده می کنند. شاید به زبان نیاورند اما به عمل می آورند. برای همین کارشان می شود ترور کردن و تحمیل.

متاسفانه این روز ها « گروهک تروریستی طالبان» در حال پیشروی در شهر های همسایه‌ی عزیزمان، کشور افغانستان است. اگر این گروه باور نداشت که مردم افغانستان در خواب غفلت هستند؟ آیا دست به کشت و کشتار می زد؟ و می خواست که با تفنگ و گلوله، عقاید خودش را حاکم کند؟ البته که نه!

این گروه باور دارد که به حق رسیده‌ است و دیگران در خواب هستند. نیاز است تا بمب منفجر شود تا از خواب بپرند.

الهه قمشه‌ای، در نکوهش خواب زدگی

استاد قمشه‌ای، استاد هستند. صد ها برابر من، مطالعه کرده‌اند و تحقیق. اما من، به عنوان یک شاگرد می توانم این سوال را از ایشان بپرسم (سوال، اشتباه نیست! پاسخ ها هستند که ممکن است اشتباه باشند! با شجاعت سوال بپرسید.) که آیا تا به حال این جمله‌ را از خودشان پرسیده‌اند؟؟ «شاید من قمشه‌ای خودم را به بیهوشی زده باشم؟» به راستی شاید مسیر تفکری ایشان در این 70-80 سال اشتباه باشد. از کجا معلوم که نباشد؟

دوباره، این جمله زمانی درست است و کارساز، که آن را برای باور های خودمان به کار ببریم. اما مشکل اینجاست که ایراد ساختاری دارد و ناقص است. فکر می کنم اگر به ضمیر اول شخص تبدیل شود و یک سوال هم به آن اضافه، درست می شود:

اگر خواب باشم، می توانم بیدار شوم ولی اگر خودم را به خواب زده باشم، هرگز! به راستی خواب هستم؟ یا خود را به خواب زده‌ام؟

با اجازه بزرگتر ها، خودم.

سه نتیجه گیری کوچک:

  • از این گروه جمله ها و ضرب المثل ها زیاد است. که بعضی می توانند به راستی ما را به بن بست فکری‌ ببرند. باید دقت کنیم.
  • اول، تفکر روی باور های خودمان. دوم، باز هم تفکر روی باور های خودمان. سوم، چکش کاری باور های خودمان.
  • سوال، اشتباه نیست! پاسخ ها هستند که ممکن است اشتباه باشند! با شجاعت سوال بپرسید.

پ.ن: می توانید دیگر یادداشت های روزانه را از اینجا بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *